فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

 

 

بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم

 آه کز طعنه بدخواه ندیدم رویت

 برو ای ناصح و بر دردکشان خرده مگیر برق غیرت چو چنین می جهد از مکمن غیب شاه ترکان چو پسندید و به چاهم انداخت

مددی گر به چراغی نکند آتش طور                                                

زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم نیست چون آینه ام روی ز آهن چه کنم کارفرمای قدر می کند این من چه کنم

تو بفرما که من سوخته خرمن چه کنم

دستگیر ار نشود لطف تهمتن چه کنم

 چاره تیره شب وادی ایمن چه کنم                                                

 

 

حافظا خلد برین خانه موروث من است

اندر این منزل ویرانه نشیمن چه کنم                                                

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: متفرقه


تاريخ : ۱۳٩٠/۸/٢٥ | ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : بهداد | نظرات ()

باسلام

همانطور که مطلع هستید من مجاز شدم در دانشگاه به ادامه تحصیل بپردازم  تو چند روز گذشته در حال ثبت نام بودم

خانواده من خیلی اسرار دارند که تحصیل کنم ولی از طرفی میترسم چون شاید مجبور شوم کارمرا ول کنم نه فقط بخاطر تحصیل چون کارم بهم ریختست و با درآمد ماهی 500000 ریال نمیشه زندگی کرد

الان تو پرداخت هزینهای زندگی موندم

 این اینترنت هم خیلی بهش وابسته شدم ولی شاید دیگه نتونم هزینه های آنرا پرداخت کنم

حسابی موندم چکار کنم  دانشگاه حداقل سه سال طول میکشه نمیدونم خواهم توانست چه از نظر مالی و چه تحصیل ادامه بدم یانه

(لازم داشتم با کسی در این مورد صحبت کنم  تا شاید اروم بشم نمیخواهم مادرم بفهمد برایش خوب نیست )

و یک نکته دیگر برای آنهایی دارم که کوچکتر از من هستند این نظر شخصی خودم هست که هرچیزی وقتی دارد من الان در شرف رسیدن به 30 سالگی هستم 30 سال قبل باید فکرشو میکردم گرفتن مدرک مناسب کار  و الان وقت برداشت بود

خوب زیادسرتونو  درد نیاورم  برایم دعا کنید

تو 10 روز آینده حسابی درگیرم شاید نتونم نت بیام  

 خیلی خسته و افسرده ام

پ.ن در ادامه مطلب چند حدیث گذاشتم در مورد مولایمان علی (ع)


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: متفرقه


ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/۸/٢٠ | ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : بهداد | نظرات ()

باسلام

مونده بودم از چه بنویسم در چند روز پیش در یکی از وبلاگهای دوستان یک مطلبی بود که منرا حسابی بفکر فرو برد

 

ازدواج مجدد


ما چند مدل ازدواج مجدد

1-     ازدواج بعد از فوت و جدا شدن از همسرویا شوهر

2-     ازدواج کسی که همسرش هست و دوباره ازدواج میکنه

 

نمیدونم چجوری منظورمو بیان کنم 

 

درمورد ازدواج شماره 1

متاسفانه تو جامعه ما وقتی فردی که همسریا شوهر فوت میکنه و میخواهد دوباره ازدواج کنه از طرف اطرافیان و مردم مورد تمسخر قرار میگیره

(پیری و معرکه گیری)که این جمله درست هست ؟

آیا این فرد نیاز به همنشین نداره و باید تا اخر عمر چون شما نیخوان تنها باشه ؟

آیا این فرد باید از جامعه ترد بشه ؟

خودخواهی تا چه قدر چرا ما فقط از دید خودمان به مسئله نگاه میکنیم و اینو فکر نمیکنیم  که اگر ما خدا نکنه کسی اینطور بشه جای ان شخص بودیم میتوانستیم تا اخر عمر تنها باشیم

اینهارا که میگم ازروی تجربه میگم

مثال زندگی پدر و مادرم بعد جدا شدن انها از هم پدرم ازدواج دوباره کرد و تا اخر عمرش یکی بود در کنارش ولی مادرم نه الان میبینم چقدر تنهاست سخت هست

 

 

درمورد ازدواج شماره 2-

موقعی هست که همسر دچار یک بیماری خواصی هست و چیزهایی که قانون گفته که در شراطی خواص اشکالی نداره

ولی اونهایی که با ناجوانمردی و داشتن همسری بسیار خوب کامل به این کار دست میزنند بسیار نادرست هست که هیچ کس قبول نمیکنه

موفق و پیروز باشید منتظر نظرات بسیار خوب شما هستم

 

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: متفرقه


تاريخ : ۱۳٩٠/۸/۱٠ | ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : بهداد | نظرات ()

باسلام

چند روزیست هوا حسابی سرد شده دیروز برگهای زیادی را دیدم که روی زمین افتاده بود

همه اینها نشانه فرارسیدن پاییز هست .

فصل پاییز

دیروز که پیاده به خانه میامدم با خودم میگفتم ای کاش غم غصه ها کینه و دشمنی ها و.................مثل این برگها خشک میشد و از قلب و ذهن ما خارج میشد

باز دلم گرفته نه از کسی از خودم  خیلی وقتها نیاز داره انسان با کسی صحبت کنه ولی کسی را نیافتم گفتم خوب خدا هست ولی صحبت با خدا هم مثل ناشکریست و میترسم وضعیت روحیم از این که هست بدتر بشه

برای کسی که برای پر کردن تنهایش همه راهارا رفته خانواده همسر دوست خدا و........... فقط اینجا برام مونده  دنیای مجازی

میدونم امشب حرفهای بی ربط دارم میزنم ولی هیچ هدف و امیدی برای ادامه راهم ندارم

خسته شدم خسته این پاییز هم انگار برای من شده یاد اور غم غصه

با همه اینها خدارا را هزارن بار شکر میکنم که تو این 30 سال زندگیم تنهایم نگذاشت خانواده هم بودن ولی از شرایط سختی نجاتم داد که اصلا فکرشم نمیکردم

دیروز شنیدم که در صبر نعمتیست باور نکردنی احادیث انگار یک مسکن میمونه که دلرا ارام میکنه

چون زیاد بود تو ادامه مطلب گذاشتم دوست داشتید ببینید تا شماهم ....

پس صبر میکنم نمیدانم برای چه ولی صبر میکنم

 التماس دعا دارم

 

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دلنوشته های من


ادامه مطلب
تاريخ : ۱۳٩٠/۸/۱ | ۱٠:٥۱ ‎ب.ظ | نویسنده : بهداد | نظرات ()
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.